السيد الخميني

34

صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )

مطلقى كه همهء عالم تبع اوست . همهء دعوت انبيا اين بوده است كه مردم را از اين سرگردانىاى كه دارند - هر كه يك طرف مىرود و هر كه يك مقصدى دارد - اين مردم را از اينجا دعوت كنند و راه را نشانشان بدهد كه اين راه است ؛ ديگر آن راهها كه مىرويد رها كنيد . راه همين است ؛ اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ « 1 » ، إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ . « 2 » آن طرف ، طرف ندارد ، دنياست و ماوراى آن . آنچه كه مربوط به نفسانيت انسان است ، شهوات انسان است ، آمال و آرزوهاى انسان است ، اين دنياست . آن دنيايى كه تكذيب شده است اين عالم طبيعت [ نيست ] ، اين عالم طبيعت نور است . دلبستگيهاى به اين عالَم انسان را بيچاره مىكند . ظلمتها از اين دلبستگيهايى است كه ما داريم به اين دنيا ، به اين مقام ، به اين مسند ، به اين اوهام ، به اين خرافات . همهء انبيا آمدند براى اينكه دست شما را بگيرند از اين علايقى كه همه‌اش بر ضد آنى است كه طبيعت و فطرت شما اقتضا مىكند ، شما را دستتان را بگيرند و از اين علايق نجاتتان بدهند و واردتان كنند به عالَم نور . اسلام هم در رأس همهء اديان است ، براى يك همچو مقصدى . اين ادعيه مهيا مىكنند اين نفوس را براى اينكه اين علايقى كه انسان دارد و بيچاره كرده انسان را اين علايق ، اين گرفتاريهايى كه انسان در اين عالم طبيعت دارد و انسان را سرگشته كرده است ، متحير كرده است نجاتش بدهند و آن راهى كه راه انسان است ببرند . راههاى ديگر راه انسان نيست صراط مستقيم راه انسانيت است . و اين مناجاتها و اين ادعيه‌اى كه ائمهء ما - عليهم السلام - بعد از اينكه دستشان كوتاه شده بود از اينكه دعوت ظاهرى خيلى واضح بكنند مردم را با اين ادعيه به آن راهى كه بايد ببرند ، راه مىبردند . مقصد انبيا اين نبود كه بيايند يك جايى را بگيرند و يك - مثلًا - كارى براى خودشان درست بكنند ، مقصد اين نيست آقا ! مقصد پيغمبرها اين نبود كه دنيا را بگيرند و آبادش كنند ؛ مقصد اين بود كه راه را به اين اهل دنيا ، به اين انسان ظلوم « 3 » و جهول ، بسيار جاهل ، راه را نشان بدهند كه از اين راه

--> ( 1 ) - سورهء فاتحة الكتاب ، آيهء 5 ( 2 ) - سورهء هود ، آيه 56 : « هر آينه پروردگار من بر راه راست است » ( 3 ) - بسيار ستمكار .